• پاتریس
  • X
    تبلیغات
    رایتل

    Lovely Melody
    ملودی زندگی زیباست 
    قالب وبلاگ

    سلام دوستای مهربونم

    مرسی از احوالپرسیاتون و اینکه به فکرم بودین.

    عمل انجام شد ولی خیلی موفقیت آمیز نبود که بگذریم از علتش.

    9 صبح رفتم اتاق عمل ساعت 12:30 هم به هوش اومدم. دوستای مهربونی دارم که محبت کردن و قبل از من تو بخش منتظرم بودن. تا شب هم چنتا ملاقاتی داشتم که دیدنشون حالم رو خوب کرد.

    دستم درد داره و افت فشار دارم یه دفه بدنم داغ میشه عرق سرد تمام بدنمو میگیره و حالت تهوع و بیهوشی بهم دست میده که دلیلش رو نمیدونم .دیروز تا حالا چند بار برام اتفاق افتاده.

    اما میدونم که اینم میگذره و حالم خوب میشه.

    بچه ها هم خوبن و ملودی الهی قربونش بشم همه جوره هوامو داره و به من میرسه . من خیلی خدا رو شکر میکنم که همچین دختری دارم.

    ملینا هم تا منو دید گفت: مامی خدا رو شکر تو زنده هستی.

    چند روز پیش پدرشون بودن امروز صبح آوردشون البته لطف کرد که این مدت بچه ها رو نگه داشت حداقل نگران بچه ها نبودم.

    دوستام برام غذا درست میکنن یکیشون امروز برام سوپ آورد و درخت کریسمس رو جمع کرد واسم و غذای ملینا رو داد تا ملودی از مدرسه برگرده.

    فردا هم یکی دیگه از دوستام میاد پیشم. البته غذای فردا رو یکی دیگشون نیم ساعت پیش آورد و رفت.

    خدا رو بابت آدمهای مهربون اطرافم شاکرم.

    و اما خبرای خوب

    داداش کوچیکه هم عقد کرد به سلامتی و خیلی هم عروس دختر خوب و دوست داشتنی هست. ایشالا تابستون عروسیشونه.

    ملودی تو یه مسابقه داستان نویسی و کتاب خوانی برنده شد واسه کریسمس یه کیندل بهش جایزه دادن.

    کریسمس بسیار خوبی داشتیم جای همگی دوستان خالی مهمونی های ایرانی به راه بود.البته شب یلدای ایرانی هم تو شهرمون بود که اونم خوش گذشت.

    خود شب یلدا هم با دوستم و بچه ها خونه خودمون دور هم جمع بودیم.

    ببخشید من نمیتونم خیلی بشینم سرم گیج میره انشالا به زودی مینویسم.

    دوستون دارم و بهترینها رو براتون آرزومندم.





    [ پنج‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1394 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ صاحب این ذهن ]
    .: Weblog Themes By SibTheme :.

    آمار سایت
    تعداد بازدید ها: 259197