• پاتریس
  • X
    تبلیغات
    رایتل

    Lovely Melody
    ملودی زندگی زیباست 
    قالب وبلاگ

    میخوام بنویسم که تولدم امسال خیلی خاص و خاطره انگیز بود و دلم نمیخواست که اون اوقات خوش تمام بشن .

    شب تولدم دوستم و خانوادش شام اومدن خونمون برام کیک هم درست کرده بودن دور هم بهمون خوش گذشت .

    بچه ها روز تولدم رفتن پیش پدرشون و منم کلی غذا براشون آماده کردم که ببرن. بهشون خوش گذشته بود.


    من هم طبعا تنها بودم نهار مهمون دوستم بودم و منتظر یه دوست بودیم که از ایران برسه عصر اونم اومد و گفتیم و خندیدیم. دم غروب راهی خونه شدم چون میخواستم دوستم با مهمونش راحت باشن و برخلاف اصرارشون برای موندنم راهیه خونه شدم که ......


    نمیدونم چی بنویسم ولی خیلی بهم اون روز خوش گذشت. جاتون خالی بود دوستای گلم.از پیغامهای تبریکتون ممنونم


    الان نیاز دارم که با قلبهای پاکتون برام دعا کنید و انرژی مثبت میخوام


    امیدوارم که خداوند درهای شادی رو به روی تک تک شما دوستای گلم باز کنه.


    امروز ملودی راهی مدرسه شد و سال پنجم رو شروع کرد.


    منو ملینا هم راهی کالج شدیم من ثبت نامم رو انجام دادم ملینا هم ساعتی رو تو مهد کالج گذروند اونجا رو دوست داشت .

    فقط مشکل اینجاست که از وقتی از ایران برگشتیم فارسی اونم با لهجه شیرازی حرف میزنه. و انگلیسی رو فراموش کرده ممکنه تو مهد اوایل دچار مشکل بشه.


    ملینا:  مامی میگماااااا  دستبندو  که ملودی برم دلست (درست) کِرده بود گم کِردم...


    من :




    تا حالا شده پشت دستتون رو داغ بذارید که دیگه به کسی که نمیشناسید کمک نکنید؟ اطلاعات ندین؟ راهنمایی نکنید؟ چون بعدش همون آدم خودش براتون پشت چشم نازک میکنه. من توبه کردم و تصمیم گرفتم که لبم رو بدوزم تا نتونم کمک کنم


    [ جمعه 7 شهریور‌ماه سال 1393 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ صاحب این ذهن ]
    .: Weblog Themes By SibTheme :.

    آمار سایت
    تعداد بازدید ها: 259197