• پاتریس
  • X
    تبلیغات
    رایتل

    Lovely Melody
    ملودی زندگی زیباست 
    قالب وبلاگ

    خوبیه این روزها اینه که میان و میگذرن من هم خیلی بهترم به قول خانم میترا بابک هر تغییری دردناکه و باید تحمل کرد تا درست بشه . از اون روزهای سخت اومدم بیرون و حالم بهتره.

    دخترا دو هفته تعطیلن و فعلا باید سرگرمشون کنم که غر نزنن. روزایی که هوا آفتابیه بیرون تو حیاط روی چمنها زیر انداز پهن میکنم و میوه و تنقلات میبرم براشون دوتایی کلی حال میکنن. یه کم روی ترمپلین میپرن بعد دعواشون میشه هر دو میرن گل میچینن و گردنبند درست میکنن.

    بعد نهار رو میبرم و سه تایی با هم نهار میخوریم. از وقتی همسایه جدید اومده همه جا ساکته و ما لذت میبریم. بعد از نهار هم میخوابیم زیر درخت پر از شکوفه گیلاس و آسمون رو نگاه میکنیم چقدر لذت بخشه وقتی اشعه خورشید از لا به لای شاخه ها روی صورتمون میفته. گاهی اگه ملینا بذاره همون جا چرت میزنیم. بعد ملودی میره واسم چای درست میکنه و میاره و یا سه تایی بستنی میخوریم و میخندیم. چه کیفی میده این لحظه ها .

    یه روزش هم با دخترا رفتیم شنا بعدشم رستوران که اونم خوش گذشت .

    دوستم برنامه چیده بچه ها رو ببریم سینما و باغ وحش و شاید هم لگو لند. چند روز پیش با پدرشون رفته بودن گالیورز لند که خیلی بهشون خوش گذشته بود.

    من هم مهمون بسیار عزیزی داشتم که سالها بود در آرزوی این بودم که بتونم بی دغدغه باهاش وقت بگذرونم و بالاخره موفق شدم .اون قدر بهمون خوش گذشت و خندیدیم و خرید کردیم که باور نمیکردم این منم که این قدر ذوق و شوق دارم و داره بهم خوش میگذره. رفتیم کلاب و کلی قر دادیم بعدشم زدیم بیرون و ساعت 2 صبح رفتیم رستوران غذا خوردیم . بعدش که اومدیم خونه من تب و لرز کردم آخه بدنم به این همه خوشی عادت نداره صدام هم مثل خروس شده کلا.


    هفته دیگه هم مهمون دارم و برای دیدنشون لحظه شماری میکنم امیدوارم که جور بشه بیان پیشمون.


    روز مادر میخواستم برای مامانم گل سفارش بدم اونم اینترنتی بعد که قیمتش رو دیدم زنگ زدم به خواهرم گفتم اونم گفت با یک پنجم این پول اینجا میشه این گل رو سفارش داد. واسه همین ازش خواهش کردم که زحمتش رو بکشه و من هم به جاش جبران میکنم. اون هم مثل همیشه که مهربونیش انتها نداره قبول کرد و یه سبد گل زیبا همراه با یه نیم سکه از طرف من گرفت واسه مامانم.

    دوستم هم اینجا برام یه کت خیلی خوشکل و یه کیف هدیه روز مادر گرفت و منو شرمنده کرد. کلا حس خوبی داشتم و الانم خوبم.  میدونم شما هم از شادی من شاد میشید .


    روز زن رو بهتون تبریک میگم.



    تنهایی ها و غصه ها تمام میشن و جاشون رو به شادی میدن.منتظر روزهای زیبا هستم


    دوستون دارم من


    شمردین چند بار هی نوشتم خوش گذشت؟ این چه مدل نوشتنه آخه؟

    [ دوشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ صاحب این ذهن ]
    .: Weblog Themes By SibTheme :.

    آمار سایت
    تعداد بازدید ها: 253325