• پاتریس
  • X
    تبلیغات
    رایتل

    Lovely Melody
    ملودی زندگی زیباست 
    قالب وبلاگ

     نمیدونم چرا وقتی ما مجرد بودیم تو ایران ولنتاین نبود از بس تو اون دوران جامعه و خانواده سخت میگرفتن و فضا بسته بود همه چی به ما کوفت میشد. دلم برای نوجوانی و بلوغ خودم میسوزه. زیادی همه جوره به ما سخت گرفتن اینم شد نتیجه ش که در انتخاب دقت نکنیم و با همون معلومات ناکافی از جنس مخالف تن به ازدواج بدیم. البته این همه فاکتورها نیست ولی بخشی از فاکتورهای تاثیر گذار رو تشکیل میده.


    بگذریم امیدوارم که ولنتاین خوبی بوده باشه براتون کادوش مهم نیست اون حس دوست داشتنه مهمه. من هم از طرف دوستم عطر مورد علاقه ام رو گرفتم و علی هم یه دسته گل و عطر گوچی برام خریده بود. من هم به دلایلی چیزی نخریدم.


    تولد دختر دوستم دعوت بودیم که بسیار خوش گذشت و با ایرانیای جدید آشنا شدیم.البته سنشون بالا بود و زیاد نمیشد باهاشون دمخور شد اما برای چند ساعت مهمونی آدمای بسیار متین و مهربونی بودن. از قدیمیهای اینجا بودن و هر کدوم تحصیل کرده و دارای بیزینس های چن چنانی بودن. همسر مثل همه وقت دیگه با کسی حرف نزد و یه گوشه نشست. اما من مثل همیشه حرص نخوردم و با همه گپ زدم و حتی ازش نپرسیدم که اوکی هست یا نه. چون اخلاقشو میشناسم.

    اینجوری بهتر هم بود چون لذت بردم

    از میلیلی بگم که اونقدر خانم بود و خودشو سرگرم میکرد و من 90 درصد مهمونی رو با خیال راحت گذروندم .با همه حرف میزد و عکس میگرفت و هر جا دختر بچه ها میرفتن اونم دنبالشون راه میافتاد گاهی هم میومد چک میکرد که من هستم یا نه و یه عاشقتم میگفت و میرفت.

    من فرصت کردم که به دوستم کمک کنم دوتا از غذاها رو خونه درست کردم و بردم اینجوری اونم زیاد اذیت نمیشد و منم خوشحال بودم که در این مهمونی سهیم بودم.

    روز بعدشم برای رفع خستگی رفتیم استخر و سونا و جکوزی که واقعا حالمون جا اومد اما من سرما خوردم بعدش . سردرد شدید همراه با عطسه های بد حسابی اون تفریح رو خراب کرده.


    میگم خوووووووووووووووووووش به حالتون نزدیک عیده و حال و هوای عید داره کم کم میاد به شهرهاتون. جای ما رو خالی کنید 10 ساله که هوای عید رو تجربه نکردم امیدوارم که یه سال بتونم عید بیام ایران .میدونم شلوغیه و همه چی در همه ولی من اون هوا و جنب و جوش مردم رو دوست دارم الزاما که نباید خرید کرد .


    من با اومدن بهار دلتنگ بهار نارنج حیاط خونه قدیمی مون میشم. دلتنگ مردم دلتنگ پیاده روی تا باغ ارم ؛ دلتنگ حافظیه ؛ دلتنگ بچگی هام؛ دلتنگ بازار ؛ دلتنگ مادرم میشم و آهنگ بهار بهار باز اومده دوباره هایده عزیز رو زمزمه میکنم و اشکام جاری میشن.


    شما شاد باشید و جای ما رو خالی کنید







    [ دوشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ صاحب این ذهن ]
    .: Weblog Themes By SibTheme :.

    آمار سایت
    تعداد بازدید ها: 255126